جمعى از علما
114
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
فصل : [ نون تأكيد ] بدانكه چون نون تأكيد ثقيله درآيد در امر حاضر معلوم گويى اطلبنّ « 1 » اطلبانّ اطلبنّ « 2 » اطلبنّ اطلبانّ اطلبنانّ « 3 » ودر امر حاضر مجهول گويى لتطلبنّ لتطلبانّ لتطلبنّ لتطلبنّ لتطلبانّ لتطلبنانّ ودر امر غائب معلوم گويى ليضربنّ ليضربانّ ليضربنّ لتضربنّ لتضربانّ ليضربنانّ ودر امر غايب مجهول گويى ليضربنّ ليضربانّ ليضربنّ لتضربنّ لتضربانّ ليضربنانّ وبر اين قياس بود در معلوم ومجهول ، نهى چون : لا يضربنّ لا يضربانّ لا يضربنّ لا تضربنّ لا تضربانّ لا يضربنانّ وچون لا يضربنّ لا يضربانّ لا يضربنّ لا تضربنّ لا تضربانّ لا يضربنانّ تا آخر . بدانكه بعد از دخول نون تأكيد ثقيله ، واو در جمع مذكّر بيفتد زيرا كه التقاى ساكنين على غير حدّه لازم مىآيد وضمّه دلالت مىكند بر
--> ( 1 ) در أصل اطلب بود ، مؤكد كرديم به نون تأكيد ثقيله ، چون نون تأكيد ثقيله در مفرد ، ما قبل خودش را مفتوح مىخواهد ، ما هم فتحه داديم اطلبنّ شد ، يعنى طلب كن تو اى مرد حاضر الان البتّه . ( 2 ) اطلبنّ در أصل اطلبوا بود ، مؤكد كرديم به نون تأكيد ثقيله چون نون تأكيد ثقيله در آخر جمع مذكر امر حاضر لاحق شد ، اطلبونّ شد ، التقاى ساكنين شد ميانه واو جمع ونون تأكيد ثقيله واو جمع را از براي رفع التقاى ساكنين انداختيم زيرا كه ما يدلّ على الواو كه ضمّه باشد موجود بود ، اطلبنّ شد ، يعنى طلب كنيد شما گروه مردان حاضر الان البتّه . ( 3 ) اطلبنانّ در أصل اطلبن بود ، مؤكّد كرديم به نون تأكيد ثقيله ، چون نون تأكيد ثقيله در آخر جمع مؤنّث امر حاضر لاحق شد ، اجتماع ثلاث نونات شد وچون اجتماع ثلاث نونات در كلام عرب قبيح بود « الفي » ميانهء « نون » جمع و « نون » ثقيله درآورديم تا فاصله شود ، اطلبنان شد ونون تأكيد ثقيله در اينجا به مشابهت نون تثنيه مكسور شد ، اطلبنانّ شد ، معنايش طلب كنيد شما گروه زنان حاضر الان البتّه .